محمد مهدى ملايرى
199
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مساحت آنجا پرداخت حدّ غربى آن را عذيب و حدّ شرقى آن را درّهء حلوان تعيين كردند كه جمعا هشتاد فرسخ مىشد « 1 » . عذيب را معمولا با قادسيه ذكر مىكنند كه آن هم يكى از پادگانهاى نظامى ايران در حاشيهء صحرا بود ، و به سبب جنگى كه در آنجا بين اعراب و سپاهيان ساسانى روى داد ، شهرتى بيش از عذيب و ساير پادگانهاى مرزى ايران يافته است . فاصلهء قادسيه تا عذيب به گفتهء قدامه چنان كه ذكر شد شش ميل و به گفتهء ياقوت چهار ميل بود . و به گفتهء هر دو ، اين دو پادگان با رشتهاى از درختهاى خرما به هم مىپيوستهاند . ياقوت از قصرى در قادسيه سخن مىگويد كه سعد ابن ابى وقّاص فرمانده سپاه مسلمانان در آن اقامت كرده بود و جنگ را كه در حوالى آنجا روى مىداد از آنجا نظاره مىكرد . همو گويد بههمينسبب كه او در جنگ شركت نكرده او را به ترس متّهم ساختند و يكى از مسلمانان اين شعر را دربارهء او گفته است : ا لم تر انّ اللّه انزل نصره * و سعد بباب القادسيّه معصم فأبنا و قدامّت نساء كثيرة * و نسوة سعد ليس فيهنّ ايّم يعنى آيا نديدى كه خداوند پيروزى خود را بر ما ارزانى داشت درحالىكه سعد در دروازهء قادسيه پناه گرفته بود . و ما چون بازگشتيم زنان بسيارى بيوه شده بودند . ولى در ميان زنان سعد هيچ بيوهاى نبود « 2 » . از اين قصر شاعر ديگرى جحظه نام در شعر خودش بدينگونه ياد كرده است : الى شاطئ القاطول بالجانب الّذى * به القصر بين القادسيّة و النّخل مسعودى اين قصر را به نام دژى در عذيب ذكر كرده و گويد كه سعد چون بيمار بود در بالاى اين دژ به نظارهء ميدان جنگ نشسته بود . و ابو محجن ثقفى را هم كه به علّت شرابخوارى زندانى كرده بود در قسمت زيرين همين دژ محبوس بود و هنگامى كه زن سعد او را از زندان رها كرد ، او از درب ديگر دژ كه به سمت خندق باز مىشد خارج گرديد « 3 » .
--> ( 1 ) - ابن خردادبه ، المسالك ، ص 14 . ( 2 ) - معجم البلدان ، 4 / 7 و 9 . ( 3 ) - مسعودى ، مروج الذهب ، تصحيح شارلپلا ، ج 3 ، ص 58 و 59 .